تماس با ما

سايتهاي ديگر

سياسي

صوتي

بيانيه

کارگري

صفحه نخست

 

 

فاشيسم وبيگانه ستيزی جمهوری اسلامی ايران

محکوم به شکست است!

اعلامیه سازمان سوسیالیست های کارگری افغانستان


12 جولای 2012

اخيراً دولت جمهوری اسلامی ايران موج تازه یی از سياست آشکارا ضد انسانی و فاشيستی در قبال کارگران مهاجر افغانستانی و خانواده های آنها رادر دستور کارخویش قرار داده است. برخورد تبعيض آميزی که با ممنوع قراردادن ورودپناهنده گان افغانستانی در پارکی در استان فارس آغاز شد و سپس با ممنوعيت اقامت افغانها در بعضی استانها و شهرها نظيراستان مازندران و غيره توسعه يافت. رژيم اسلامی با لجام گسيختگی تمام به تضييقاتی ازين دست بسنده نکرده و اينک با زيرپا نهادن تمامی پرنسيپها و موازين انسانی و بين المللی، حذف فزيکی، ايجاد وحشت و شکنجۀ روانی کارگران مهاجر افغانی و خانواده های محروم و بيدفاع آنها را به مرحله اجرا نهاده است. فاشيسم رسمی رژيم اسلامی به اينهم بسنده نکرده بلکه اخيراً طی حکمی ممنوعيت فروش مواد غذائی و دارو به افغانها رااعلام و هر تک فرد از شهروندان ايرانی را مجاز و مؤظف دانسته است تا اسناد آواره گان افغا نستانی را کنترول نمايند.رژيم اسلامی همانند سايررژيم های فاشيستی ميکوشد به اعمال جنايتکارانۀ خود شکل مردمی بخشيده و دست اوباشان حزب اللهی و بسيجی را در کنترول، غارت و چپاول دار وندار افغانستانی های بيدفاع باز نمايد. اين طرح اکنون با يورش وحشيانۀ اوباشان بی يونيفرم رژيم در به آتش کشيدن خانه و کاشانه های کارگران مهاجر افغانستانی و کشتن و دستگيری آنها از يزد آغاز گرديده است.

12 جولای 2012انعکاس گستردۀ موج اخير بيگانه ستيزی رژيم اسلامی، نماينده گان اين رژيم را واداشته است تا اين جنايات هولناک را به گونه یی توجيه نمايند. تلاشهای رژيم و هم مسلکان فاشيست آن در توجيه اين جنايات آشکار و ضد انسانی تاکنون کاملا بی نتيجه بوده است و اين اولين باری نيست که رژيم اسلامی مرتکب چنين جناياتی در موردپناهنده گان افغانستانی مقيم ايران ميگردد. تاريخ جمهوری اسلامی مملو از جنايت عليه بشريت آزاديخواه، زنان و کارگران است. قربانيان اصلی اين رژيم از همان آغاز تابحال مردم شريف و آگاه ايران بوده است و مردم آزاديخواه ايران در مبارزه با اين رژيم اسلامی و فاشيستی قربانی های فراوان داده اند. حملۀ ددمنشانۀ رژيم بر کارگران مهاجر به مثابۀ ضعيف ترين گروه اجتماعی در ايران، بيان روشن از زبونی و در تنگنا قرارگرفتن رژيم اسلامی است. اين حملۀ بزدلانه به انسانهای کارگری است که در طی بيشتر از سه دهه با حقوق ناچيز، استثمار وحشيانه و شرايط دشوار با انجام دشوارترين کارها درآبادانی ايران سهم مهمی داشته اند. شرايط دشوار و طاقت فرسايی که به مشکل ميتوان نظيرش را در ساحۀ جغرافيائی ديگری بجز ايران سراغ کرد. برخورد غير انسانی با کارگران پناهنده افغانستانی ابعاد گسترده و متنوع داشته که از زخم زبان و تحقير در کوچه وبازار گرفته تا شکنجه های رژيم و اردوگاههای فاشيستی تل سياه، سنگ سفيد و اراک راشامل ميشود. مسئله کارگران مهاجر برای رژيم تا هنوز نقش بلاگردان را بازی نموده وسران رژيم اسلامی هر زمانيکه با خشم و نفرت وسيع کارگران و توده های ستمديده، درنتيجه فقر و بيکاری، در ايران مواجه شده است، مشکل کارگران مهاجر را علم نموده تااذهان توده های کارگر و شهروندان ايرانی را منحرف سازند. شگرد سخيفانه سياسی که درنتيجه تکرار مکرر حالا بازار مصرف چندانی ندارد و تنها مشخصه اصلی و بارز آن شدت عمل بيشتر رژيم برای ارعاب و توجيه وضعيت نابسامانی است که در آن گرفتار آمده است. درک اين نکته اکنون دشوارنيست که حمله اوباشان جمهوری اسلامی بر کارگران مهاجر بيدفاع در يزد و شهرهای ديگر طرح تازۀ رژيم نگريسته شود، زيرا رژيم اسلامی با اين کار از يکسو ميخواهد جنايات تازه را يک عمل مردمی جااندازد و رژيم را از عواقب سؤ آن مصئون سازد و از سوی ديگر اذهان و نارضايتی ناشی از نابسامانی سياسی، اقتصادی و اجتماعی که با تحريمها ی اخير به وخامت گرایيده است رابه سمت ديگری منحرف سازد. شگرد ناموفقی که با محکوميت گسترده و قاطع آن از جانب احزاب،سازمانهای سياسی و اجتماعی و شخصيتهای آزاديخواه هم در داخل وهم در خارج از ايران،به رسوائی هرچه بيشتر رژيم منجر شده است. رژيم اسلامی ايران مانند همۀ ژيمهای استبدادی و ضد کارگری در جهان بقای خود را در تفرقه ميان کارگران و توده های مردم ميداند ودايما کوشيده است که آنرا تشديد و بازتوليد نمايد. حمايت وسيع احزاب و نهادهایکارگری ايران از کارگران مهاجر در سالهای اخير، کابوس جمهوری اسلامی يعنی اتحادکارگران را، بواقعيت نزديکترنموده و بدون ترديد آن روز دور نيست که کارگران در ايران اعم از مهاجر و غير مهاجر به مثابه يک طبقۀ واحد در برابر رژيم فاشيستی اسلامی بايستند و توازن قوا در مبارزۀ طبقاتی را به نفع خود متحول سازند. کارگران مهاجرافغانستانی بيش از سی سال کار و اقامت در ايران جزء طبقۀ کارگر آنکشور است و هر فرداز آنها در صورت تمایل به اقامت دايمی در آن کشور، بلادرنگ بايد از تمام حقوق ومزايای شهروندی بهره مند گردند. وطن هر کس جایی است که در آن کار می کند.

زنده باد وحدت و همبستگی کارگران!

زنده باد سوسياليسم!

کميته اجرائيۀ سازمان سوسياليستهای کارگری افغانستان!