تماس با ما

سايتهاي ديگر

سياسي

صوتي

بيانيه

کارگري

صفحه نخست

مصاحبه با علی، کارگر اخراجی سد خاکی زیویه

سلام علی آقا، خسته نباشی.

علی: ممنون.

س: امکان داره در مورد محلی که در آن کار می‌‌کردید توضیحاتی برای ما بیان کنید.

علی: بله. من در سال 86 با 20میلیون تومان سفته و کارت پایان‌خدمت و شرایط دیگری به عنوان نگهبان در سد خاکی زیویه در 20 کیلومتری کامیاران که تحت پیمان‌کاری «جهاد نصر» بود مشغول به کار شدم.

س: آیا می‌دانید که این سد در چه سالی احداث شده، چه تعداد کارگر در آن مشغول بودند و بعد از گذشت چند سال اکنون چه تعداد کارگر در آن کار می‌کنند؟

علی: بله. این سد در سال 84 احداث شد و اوایل حدود 872 نفر در آن مشغول به کار بودند که بعد از حدود 7 سال تقریبن 120 کارگر در بخشهای مختلف باقی مانده است.

س: حقوق ماهیانه شما چقدر بود و چگونه پرداخت می شد؟

علی: مثل همه کارگران شاغل طبق قانون کار پرداخت می شد. پرداخت حقوق 3ماه یک بار و بعضی مواقع 6 ماه یک بار بود و همیشه یک ماه از حقوق به بهانه های مختلف بایستی نزد کار فرما می ماند.

س: قرارداد کارگران در این شرکت به چه صورت است؟

علی: نود درصد کارگران با قرارداد موقت 3 ماهه و 2 ماهه که در موقع پرداخت حقوق امضا می شد در این شرکت مشغول به کار بودند و همیشه کارفرما، کارگران را تهدید به اخراج می کرد.

س: آیا در طی این 4 سال که مشغول به کار بودید بیمه شده بودید؟

علی: بله. ماهانه مقداری از دستمزدمان را بابت حق بیمه در فیشهای حقوقی کسر می کردند.

س: ساعت کار شما چگونه بود؟

علی: از 7 صبح تا 6 غروب یا 6 غروب تا 8صبح.

س: شرایط کاری شما به عنوان نگهبان در طی این دوران چگونه بود؟

علی: در شرایط نابسامانی قرار داشتیم. برای مثال هیچ گونه امکاناتی برای محافظت در اختیارمان قرار نمی دادند. زمستان را با چادری خراب شب تا صبح زیرِ باران و برف به سر می بردیم و صبح مستقیم راه بیمارستان را در پیش می گرفتیم. این روال اکثر روزها ادامه داشت به صورتی که تمامی دکترها و پرستارها ما را در بیمارستان می شناختند.

س: در این مدت که شما در این سد مشغول بودید آیا اعتراض یا اعتصابی به وضع نابسامان شرایط کار توسط کارگران صورت گرفت؟

علی: بله در سال 86 و88 دو بار کارگران دست از کار کشیدند به دلیل کم بودن دست مزد و به تعویق افتادن آن. که هر دو بار این اعتصابها به نتیجه نرسید، زیرا کارفرما با اخراج چند نفر از کارگران و اعلام این که این روال ادامه دارد اگر می‌خواهید کار کنید در غیر اینصورت می توانید بروید، چیزی که زیاد است کارگر است و گفتن این حرفها باعث پایان یافتن اعتصاب می شد.

س: آیا در این چند سال که شما مشغول کار در این پروژه بودید حادثه ای اتفاق اتفاد که کارگری جان خود را از دست بدهد یا منجر به نقص عضو شود؟

علی: بله در سالهای 87 و88 یک راننده به علتِ خرابی کومپرس تریلی زیر آن له شد. همچنین یک کارگر هم که در حین تمیز کردن سنگ شکن، به دلیل نبود شرایط ایمن، دستگاه روشن و منجر به پودر شدن کارگر بیچاره شد.

س: تاثیرات طرح هدفمند کردن یارانه ها بر زندگی شما و کارگران چه بوده است؟

علی: به قیمت خانه خرابی ما تمام شد. هر چند ماه مقداری از دستمزدمان را کاهش دادند. در اکثر موارد پرداخت دستمزدمان از 3 ماه به 4 وحتی 6 ماه به تعویق می افتاد، به صورتی که تمامی کارگران به صاحب خانه، مغازه سر کوچه،‌ همسایه، فامیل و ... بدهکار بودند و وقتی هم که مقداری از دستمزد پرداخت می شد همه آن بابت پرداخت بدهی ها خرج می شد و دوباره روز از روز و روزی از نو. تهدید به اخراج ها زیاد شده بود و کارگران دسته دسته اخراج می شدند. قراردادهای 6 ماهه تبدیل به قراردادهای 2 ماهه شد و ساعات کار از 8 ساعت به 10و12 ساعت افزایش یافت.

س: دلیل اخراج شما چه بود؟

علی: فشار کار زیاد شده بود به طوری که چند روز بیمار بودم و کمرم به علت سرما خوردن در حین ساعات نگهبانی درد می کرد به طوری که مجبور به استراحت در منزل شدم، زمانی که به سرکار باز گشتم، کارفرما گفت که داریم شرکت را تعطیل می کنیم و دیگر به نگهبان احتیاج نداریم.

مهرداد صبوری (از اعضای کمیته‌ی هماهنگی برای کمک به ایجاد تشکل‌های کارگری)