تماس با ما

سايتهاي ديگر

سياسي

صوتي

بيانيه

کارگري

صفحه نخست

 

 

«سخنی چند درباره مهدی کوهستانی»

 

"آن كس كه حقيقت را نمي داند بي شعور است

وآنكس كه حقيقت را ميداند وآن را دروغ مي انگارد تبهكار است" )برتولدبرشت(

 

به حق ،جنبش طبقه كارگر جنبشی است مستقل ، زيرا تنها كارگرانند که مجبورند نيروي كار

خويش را به خاطر معاش وزيست به فروش برسانند .

آنان نه صاحب ابزار كارند و نه پول کافی دارند تا بتوانند بدون دغدغه واضطراب زندگی کنند . جنبش طبقه كارگر جنبشي اجتماعي و سياسي است و در عرصه هر حركت مبارزاتي يگانه هدفش رسيدن به دنيايي عاري از استثمار ونابرابري است .

حركت طبقه كارگر در كليت خويش حركتي جهاني است . پيروزي ويا شكست آن در هر گوشه جهان تاثيرات بس عميقي برحركات هم طبقه اي هايشان دارد . شعار ( كارگران جهان متحد شويد ) از هيچ جا صادر نشده بلكه مبارزات آنان صحت اين مدعا را به اثبات ثبوت رسانده است .

در اين رابطه هرگونه دخل وتصرف و لوث نمودن مبارزات کارگران از محتواي طبقاتي،آنان را به

زیرمجموعه ی عوامل سرمايه مبدل خواهد کرد . استقلال طبقاتی ركن اصلي اين مبارزات به شمار مي رود . كارگران موظفند تحت هر شرايطي صف مستقلشان را از ساير عوامل سرمايه و يا تشكل های غير كارگري كه به هر نحو بخواهند مبارزاتشان را تحت الشعاع انديشه هاي غير كارگري قرار دهد،جدا نمایند

 .

كارگران به خاطر استقلال طبقاتی و مبارزاتيشان همواره افشاء كننده عوامل فرصت طلبي هستندكه به خاطر اميال ،مادي و قدرت طلبي های کاذب و غير کارگری خواستار وارد شدن به صفوفشان هستند.تا صف مبارزاتی خويش را قاطعانه و مستقلانه ادامه دهند.

 .

هر گونه تفكري که خارج از همبستگي طبقاتی كارگران و مبارزات ضد استثماری شان باشد از ناحيه هر شخص، گروه و جریانی، محكوم به شكست است . صف مستقل كارگري صفي است که در جهت رسيدن به خواسته هاي طبقاتي قدم به عرصه مبارزه نهاده و وحدت عمل شان بايد حول اهداف دراز مدت باشد . تحت هيچ شرايطي صف مستقل نبايد فداي الگو برداري از احزاب و جریانات غير کارگری وغير طبقاتی و ... قرارگيرد .

پيشروان طبقه كارگر نه از بيرون بلکه از درون مبارزات این طبقه برخاسته و تنها در ادامه اين پروسه است که مي توانند نقش تاريخي خويش را به سرانجام برسانند .

 

همگان به اين مهم واقفند كه شكست بخشی از مبارزات طبقه كارگر در ساليان گذشته ناشي از هژموني فرد و يا افراد و احزاب غير کارگری و . . . بوده که به درون صفوف آنان رخنه کرده و به خاطر اميال و منافع غير کارگری، مبارزات آنان را در پایين ترين سطح نگه داشته و به انحراف كشانده اند) هژمونی حزب توده بر مبارزات كارگران در ساليان دور و به کجراهه کشیدن آن، خود دلیل  صحت مدعاي ماست )

آگاهي طبقاتي نه وارداتي است و نه صادراتي . بلکه كارگران در جريان مبارزات مستقل و طبقاتی خويش ،در همه عرصه های، اقتصادی و سیاسی و عینی و ذهنی، به عینه آن را کسب نموده و بر حست ضرورت سازمان می یابند. به قولی عين مقدم بر ذهن است .

آری با توجه به شكست بخشی از مبارزات طبقه كارگر از جانب احزاب ، گرایشات و جريانات به ظاهر چپ مدعی رهبری طبقه کارگر و در واقع راست و مدافع سرمایه ،ضروری است كارگران آگاه به منافع طبقاتي خويش، از گذشته درس گرفته و به هيچ فرد یا دسته یا گروه و یا حزب  غير کارگری و غیر طبقاتی اجازه ندهند که در مقام یک پدرسالار یا منجی  و یا  رهبر و . . . ، آنان را همچون ابزاري براي رسيدن به خواسته هاي سرمایه دارانه و غیر کارگری خود مورد سوء استفاده قراردهند و در گنداب سرمایه به مرگ تدریجی بکشانند . لازم به ذكر است که معنای این امرالبته خلع سلاح طبقه كارگر از حزب واقعی و طبقاتيش نيست . ما بر اين  باوریم که در جريان مبارزه با سرمايه برای پايان دادن به هر نوع استثمار و بهره کشی از طبقه کارگر، کارگران نیاز مبرمی به سازمان یابی طبقاتي و حزب راستين خود دارند. دیگرحنای افراد و جرياناتي كه طبقه كارگر را زير مجموعه و تحت تکفل خود دانسته و در كاخ هاي شيشه اي و خوش آب و رنگ خود نشسته اند، تا با فرمانروایی، کارگران را به مسلخ سرمایه بکشانند نزد كارگران آگاه و مستقلي كه در زير خط فقر کار و زندگی می کنند و توسط همپالکی های همین افراد و جریانات، به شدت استثمار می شوند رنگی ندارد . چه بسا عده اي پيدا شده اند که با پولهاي هنگفتي كه از جانب سازمان های معلوم الحال سرمايه داري به آنان داده می شود مي خواهند از طریق دادن پاداش و جايزه به کارگران سوار برموج مبارزاتيشان شوند . آنان در تلاش حهت برقرار نمودن تماس و ارتباط با چهره هاي مبارز و فعال طبقه كارگر و کارگران می خواهند مبارزات به حق آنان را در جهت اميال سرمايه جهاني سوق داده و از كارگران براي رسيدن به اهداف ضد کارگری شان حد اکثر سوء استفاده را بنمايند.

هر چند تعداد اين عده از تعداد انگشتان دست تجاوز نمي كند . اما حضور آنان به عنوان دلالان سرمایه در برخی از کشور ها و نهادهای سرمایه داری جهانی به چشم می خورد. این عوامل و جیره خواران، در موقع مقتضی، تمامی سعی و تلاش خود را برای حفظ و بقاي سرمايه به عمل آورده و همه ی زور خود را می زنند  تا حتی المقدور استثمارو بهره کشی از طبقه کارگر همچنان تداوم یابد.

 

نقد از گذشته و چشم به آينده كمال مبارزه است و به همين خاطر طبقه کارگر در هر شرایطی با هوشمندی و هوشياری بایستی از منافع خویش دفاع نمایند.

 

متاسفانه بودند کسانی که به ظاهر خود را حامی طبقه كارگر نشان داده اما به آنها لبيك گفته و جوايزشان را با كمال ميل قبول مي كردند . اما زهي خيال باطل، مبارزات هر روزه و مستمر، پولادها را آبديده ساخته و پيشرواني با انديشه های باز در دامان خود پرورش داده ومی دهد، تا اغوای چنين سياست هایی نشوند و این تحقير سرمایه داری را قبول ننمایند . همين باعث آن شد هنگامي كه رضا شهابی از ماهيت و سياست اهدا كنندگان جوایز حقوق بشری هلندتحت عنوان ان . ی دی آگاه شدند ، در حرکتی آگاهانه و توام با جسارت، دست رد به  سینه آنان زده و جوایز برخی از این نهادهای سرمایه سالار را که جز برای مطرح کردن عوامل و دلالان خود و به بند کشیدن کارگران هدف دیگری را دنبال نمی کنند قبول نکرد. چرا که این نهادهای سرمایه داری و مدافع سرمایه اگر دوست دار طبقه کارگر بودند،هم طبقه ای های ما را در کشورهای خود استثمار نمی کردند . ویا آنها را در رنج بيکاری عذاب نمی دادند .

 

طبقه کارگر به یاد دارد که در سال 2006 خواب های طلایی مهدی کوهستانی و سوليداریتی سنتر برای به انحراف کشاندن مبارزات کارگران ایران با هوشمندی فعالان کارگری خنثی شد . با وجود سکوت و مماشات بعضی از جریانات مدعی منافع کارگران و با وجود و همراهی کژدار و مریز جناح راست این جنبش با مهدی کوهستانی، کارگران آگاه در عرصه مبارزه طبقاتی از توطئه های مرکز همبستگی آمریکایی(سوليداریتی سنتر( پرده بر داشته و دلال این مرکز)مهدی کوهستانی( راافشانمودند . حالا این شخص پس از سال ها  باردیگر وارد گود شده و برای اثبات دلاليش از فعالان چپ و کارگر سند و مدرک می خواهد . کوهستانی که دلال کاردانی است ! خوب می داند که برای انجام مسئوليتش فيش حقوقی نمی نویسند . حضور هر چند گاهش در رسانه های مقتدر بی بی سی و صدای امریکا که تخطئه کننده جنبش طبقاتی ضد سرمایه داری است، کافی است .

آقاي كوهستاني خوب مي داند كه فكر و اهدافش حول چه محورهايی مي چرخد !! دفاع از

استثمار و سرمايه کجا !! وجایگاه مبارزات كارگران ايران کجا ؟

 

شما خود نيك مي دانيد که نماينده چه جريان ها و نهادهایی هستيد ! سرمايه داري مدرن غربی و نهادهایی كه شما دلال و مدافع آن هستید اساسن موجودیتش به غارت نيروی کار و منابع کشورهایی چون کشور ما وابسته است . حضور امثال شما در بهترین رسانه های اغواگر سرمایه داری امریکایی و ، انگلیسی و . . . که هميشه نقش فریبکارانه ای را را در به کجراهه کشاندن و سرکوب انقلابات و مبارزات کارگران داشته و دارند، بر اساس وظیفه و در راستای خدمت گذاری به سرمایه، همواره منفورترین چهره ها را علم کرده و ضدیتشان را با مبارزات واقعی ، حق طلبانه و انسانی کارگران و توده های ستم دیده مردم نشان داده اند.کارگران ایران هالو نيستندکه با این چندر غاز سرمایه داری که از خون کارگران تهيه شده است اغوا شوند وچشم خویش را بر روی استثمار ميليون ها کارگر در سطح جهان ببندند.

آقای کوهستانی ! شما از طرح این مسئله که آقای شهابی زمانی ازجوایز داده شده به آقای منصوراسانلو جانبداری کرده است در صدد اثبات چه چیزی هستید ؟ اینکه این قبیل نهادهای وابسته به سرمایه، مدافع منافع کارگرانند و برای برجسته کردن فعالیت ها و مبارزات کارگران اقدام به اعطای این جوایز و هدایا می کنند ؟ آیا شما می خواهید بدین وسیله وانمود کنید که نهادهایی از این دست هیچ ربطی به گماشتگان و عوامل سرمایه ندارند و در راستای فریب و اغوای کارگران نیستند ؟ در این صورت چرا از خود رضا شهابی و حرکت آگانه و مستقل او که جایزه ی این نهاد وابسته به سرمایه را با نام عوام فریبانه و دهان پر کن "حقوق بشر"  رد کرده اند چیزی نمی گویید ؟

 

ما درهزاره ی سوم ميلادی به سر ميبریم دیگر عصر ملانصرالدین ها به سر رسيده است شهابی و شهابی ها خوشبختانه درکوران مبارزات کارگران ایران وجهان به این بالندگی و غنای فکری رسيده اند  که ازنيات شما با همه ی رنگ و لعابی که به آن می زنید آگاه شده و خوب را از بد و دوستان خود را ازدشمنانش تشخيص دهدو دوست نما ها و دشمنان واقعی را در هر لباسی که هستند افشا نمایند . آقای کوهستانی! مطمئن باشید که در این عصر و این دوران، شمشير داموکلسی که می خواهید و تلاش می کنید برفرق سر شهابی و شهابی ها و در یک کلام طبقه ی کارگر ایران قرار دهید تا نتوانند فعالانه علیه سرمایه برخیزند آن قدر کند و زنگ زده است که کار بردی نداشته باشد .  چرا که طبقه ی کارگر ایران می رود تا عزم خود را علیه تمامیت سرمایه جزم کند و با کلیت آن به مبارزه برخیزد.

هدف رضاشهابی ازقبول نکردن این جایزه،حفظ صف مستقل طبقه ی کارگر بوده و ایشان نشان داده اند که تنها به این طبقه و پیشروان آگاه آن اعتماددارند . درموردآقای محمدقراگوزلو و امثال ایشان که نامبرده درکدام جایگاه وصف قرارداردتشخيص آن باطبقه ی کارگراست نه شما ونهادهایی که ازشما به عنوان سدی درمقابل خيزش کارگران استفاده می نمایند .

آقای کوهستانی وهمفکران واربابانش خوب می دانند . حرکات طبقه ی کارگر درهيچ نقطه ای

ازجهان خاموش نخواهد شد . همواره به سير تکاملی مبارزاتيشان تارسيدن به خواسته های

برحقشان که همانا زندگی شرافتمندانه وانسانی است ادامه داده دراین روندهرنوع تفکر ضدکارگری رابه زباله دان تاریخ خواهند فرستاد .

.

آقای کوهستانی خود بهترازماميدانندکه مهره ی سوخته ای بيش نيستند وتاریخ مصرفشان نزد اربابانشان به اتمام رسيده و در شرایط کنونی هم پالگی های دیگری درصف انتظار صدارت ایشان نشسته اند .

سوال اینجااست که آیا باید نسبت به خطرات کوهستانی های آینده وجریاناتی همچون )سوليداریتی سنتر(  آگاه بوده وبه استقلال مالی وسياسی طبقاتی کارگران اتکا داشت . کسانيکه دربرابر پول و جوایز کذایی امپریاليستی حساسيتی ندارند . این عبارات طلایی مارکس رابه خاطرداشته باشندکه :پول وفاداري را به بي وفايی، عشق را به نفرت، نفرت را به عشق، فضيلت را به شرارت ،شرارت را به فضيلت، خدمتکار را به ارباب ، ارباب را به خدمتكار ، حماقت را به هوش ، هوش را به حماقت تبديل مي كند .

اگر انسان ، انسان باشد و روابطش با دنيا، روابط انساني باشد، آنگاه مي تواند عشق را فقط باعشق، اعتماد را با اعتماد و غيره معاوضه كند

 

اعضای کميته هماهنگی برای کمک برای ایجاد تشکل های کارگری

 

1 جهانگیر محمود ویسی 2 - عمر مینایی 3 - جلال حسینی 4- اسماعیل نیازی

5 - عمر شاکری 6 - محمد عبدی پور_