تماس با ما

سايتهاي ديگر

سياسي

صوتي

بيانيه

کارگري

صفحه نخست

اطلاعیه شماره ٤٣ – رضا شهابی تصمیم به اعتصاب غذای تر گرفت – توهین و تهدید پاسیار در موقع برگشت: " آشی برایت بپزم که فراموشت نشود. "

اطلاعیه شماره ٤٣: روز دوشنبه ٢٧ آذر، رضا شهابی کارگر زندانی و عضو هیئت مدیره سندیکای شرکت واحد در ملاقات با همسر و دخترش اعلام کرده است که که علاوه بر اعتصاب دارویی از روز دوشنبه ٢٧ آذر ماه در اعتراض به توهین و تهدیدهای زندان بانان و همچنین عدم پیگیری مسئولین زندان نسبت به وخامت وضعیت جسمی و مداوای فوری او، دست به اعتصاب غذای تر خواهد زد و تا زمانی که وی را برای ادامه درمان در خارج از زندان به قید وثیقه آزاد نکنند به این اعتصاب ادامه خواهد داد.

رضا شهابی که در تاریخ ٢٥ آذر برای معاینات پزشکی به بیمارستان امام خمینی منتقل شد، توسط پاسیار همراه وی مورد توهین و تهدید قرار گرفت. پاسیار مربوطه در راه انتقال رضا شهابی از بیمارستان به زندان، دوباره وی را تهدید کرده و به او گفته است که: "شما منافق و ضد انقلاب هستید و خودتان را به مریضی می زنید و بی خودی خرج روی دست ما می گذارید." او همچنین به رضا شهابی گفته است که: " یک آشی برایت بپزم و بلایی به سرت بیاورم که فراموشت نشود."

رضا شهابی علاوه بر وضعیت گردن و کمر که نیاز به درمان فوری دارد از مشکل فشار خون نیز رنج می‌برد و مرتب بر اثر همین مشکل دچار خون دماغ می شود که با قطع دارو و اعتصاب غذا، وضعیت جسمی او به خطر جدی خواهد افتاد.

کمیته دفاع از رضا شهابی ضمن محکوم کردن آزار و اذیت‌ رضا شهابی و همچنین تهدید و توهین به او، به شدت نگران وضعیت سلامت رضا شهابی است. ما اعضای کمیته دفاع از رضا شهابی، مسئولیت سلامت رضا را مستقیما متوجه مقامات قضایی و امنیتی دانسته و خواهان مداوای سریع این کارگر زندانی و عضو سندیکای شرکت واحد در خارج از زندان و در شرایط مناسب هستیم.

کمیته دفاع از رضا شهابی - ٢٧ آذر ١٣٩١

شماره تلفن سخنگوی کمیته دفاع از رضا شهابی، آقای محمود صالحی: ٠٩٣۵٧٣۵ ٣۴١٢

k.d.shahabi@gmail.com
www.k-d-shahabi.blogspot.com

لیست اعضای کمیته دفاع از رضا شهابی :


رحمان ابراهیم زاده - یوسف آب خرابات - بهنام ابراهیم زاده - لقمان ابراهیم زاده - سعید ابراهیمی - فرهاد ابراهیمی- هه ساره ابراهیمی- شجاع ابراهیمی - جلال احمدی - جمیل احمدی - فرزاد احمدی - لطف اله احمدی – علی آزادی - ولی آزادی - علی آذریان - یوسف آذریان - ربابه آذریان – حسن آذريان- حبیب آذریان - معصومه آذریان - لیلا آذریان - توفیق اسدی – طیب اسدی- محمد اسدی - بهروز اسماعیلی - سنا اسماعیلی – امیر اسلامی- سیما احسان خواه - یداله احمد پناه - علیرضا اكبری - توفیق امین پناه – مهرداد امین وزیری - جلال امینی - عباس اندریانی - ریحانه انصاری - صدیق امجدی -رقيه اصولي- اسماعیل بازافکن - حسين باقري -امير باقري-امين باقري- فرهاد برنا- فرزاد برنا- سينا برنا- تورج برنا- مریم بختیاری - کوروش بخشنده -هوشیار بهمنی - شادی بهرامی - گلباغ بهمنی - سمیه بهشتی زاد – كیانوش بهشتی - كیومرث بهشتی زاده – عبداله بلواسی- ناصر پركالیان – یاشار پورخامنه - زانیارپورعباد - برهان پیر خضرانی - جلال پیروتی – حسین پیروتی - رحمان تنها - وحید تیطاخی - يوسف جاهدي - قنبر جبارپور- سونياجبار پور-سحر جبار پور-شبنم جبار پور- محمد چرتاب - سعدي چمني-فرهاد حاتمی -شوان حبیبی - ايوب حسن زاده –مجيد حسن زاده-حسین حسن آبادی – محمد حسین - مجید حمیدی - سرکو حسینی - دیمن حسینی - نیشتمان حسینی – همدم حسینی- ئاکو حسینی - شیرکو حسینی - علی حسینی - شاهو حسین پناهی- صباح حیدری - غالب حسینی - عبداله حسینی - سعید حسینی - خالد حسینی – محسن حسینی تبار - دلیر حشمتی - حسن حقيقي- ابوالفضل حكمتي- غلامعلي حكمتي- علیرضا خباز - علی خدارحمی - صدیق خسروی - گلریز خلیلی - چگوارا خورشیدی- خلیل خورشیدی - محمد علی خلیلی - سامره داشاد - شهلا دل بینا – سوسن رازانی - منیره رحینی - غلام رزمي- افروز رزمي-احمد رزمي-بهمن رزمي -فاطمه رزمي -عليرضا رزمي- فاطمه رفیعی - ربابه رضایی - فریبا رضایی -نوراله رضایی - شهناز رضا قلی - دیلان رضاقلی - برهان رضوی - فریبرز رئیس‌دانا - بیژن رستمی - محی الدین رجبی - سید داوود رضوی - حمید رضایی -ظهیر رضوی - حشمت الله رضایی - هاشم رستمی - آرزو روحی - فواد رنجبری -حسن رنجبری - زاهد رضوی - فراز روشن - سارا زارع - اكبر زاهدی – بیژن زاهدی - ناصر زرافشان - بهزاد زمانی - لیلا زمانی - فواد زندی – بهمن زندی - شریف ساعد پناه - سوما ساعد پناه - کیوان ساعد پناه - يعقوب سبك‌خيز- صدیق سبحانی - شیوا سبحانی - عباس سپهری - احمد سجادی - حسن سعیدی -هوشیار سعیدی - هاجر سعیدی - دلیر سفیدی -علی سهرابی - نیما سهرابی- طلیعه سلامی - مسعود سلیم پور - خالد ساعدی - فتاح سلیمانی – مسعود سبحانی - رحمان سلیمانی - ادیب سوره بومه - واحد سیده - دلیر سفیدی -حبیب اله سلیمانی - ژوبین شادی - پاشا شاکر - نسترن شامعلی - كیوان شریفی- شهرام شمشيري- زاهد شریعتی - علی شهابی زکریا - بهنام شهابی زکریا -حسن شهابی زکریا - پژمان شهابی زکریا - شیرین شهابی‌ زكریا- محمد امین شهابی زكریا - زهرا شهابی زكریا - بهمن شهابی زكریا - مهدی شهابی زكریا -عسگر شهابی زكریا - قاسم شهابی زكریا – لیلا شهابی - سارا شهابي- بهرام شهابي- شهرام شهابي-مسعود شهابي-محمودشهابي- آرياشهابي- آريناشهابي - آنيتا شهابي - محمد شهابی - سیفعلی شهابی - فرامرز شریعتی - عمر شعبانی – جلیل شریفیان - سعيد شوقي-علي شوقي- عباس شوقي - ميناشوقي- سمیه شوقی شندی- بهاره صابری - نظام صادقی - منیژه صادقی - مریم صادقی - نجیبه صالحزاده -محمود صالحی - علی صالحی - مظفر صالح نیا - عبداله صمدی - مهرداد صبوری -یدالله صمدی - مادر صمدی زکریا - بختیار صمدی - حاتم صمدی- رسول صمدی -مهران صمدی - مهرداد صمدی - منوچهر صمدی - مهدی صمدی - مریم صمدی – جعفر صمدي - حميد صمدي-علي صمدي - شاهو صفیاری- فريدون ضيائي - ناهيد ضيائي - سالار ضيائي - شايان ضيائي- رها ضيائي - محمد عبدی پور – مرضیه عبدی – سیوان عبدی - فرزام عبدی- ریبوار عبدالهی - فواد عبدالهی - محمد عزیزی – علیرضا عسگری - سروش علیپور - آرام فاتحی - طاهره فاضلی - بیان فتاحی – سیروس فتحی - کوروش فتحی - رابعه فروردین - ابوبکر فطنی - چینی فیضی- حبيب فتحنائي -کیوان فروتن - شورش فروتن - بهزاد فرج الهی - کاظم فرج الهی - کژال فتاحی - مریم قاسملو - پژمان قادری - وفا قادری - زینب قباد پور- یداله قطبی - محمود قلی زاده - صالح قهرماني- عبداله کاظمی - فهیمه کاملی - سورام كریمی - سیف اله کمانگر - عطیه کمانگر - ناصر كمانگر - مرتصی کمساری - شاهرخ کریمی - رحمان كریمیان - چیمن کیخسروی -علی کریمی - شهناز گلزاری - شعله گودرزی - محمد گویلیان - اقبال لطیفی -شهناز لرکی - بردیا مارابی - افسانه ملا زینل - فرید مجیدی - مینا موحد -جلیل محمدی - علي محمدي- عباس محمودي- مجید محمودی - فيروز محمدزاده- شمس الدین مرادی - زاهد مرادیان - غریب مرادیان - آزاد مرادی نیا – پروین مرادی نیا - اسعد مریوانی - مسعود مریوانی - صباح ملکی - کمال ملکی -مجید ملکی -نادر ملكی- ستار ملایی - سیروان مجیدی - ایوب مجیدی – احد محمودي -جهانگیر محمود ویسی - حامد محمودی نژاد - لاله محمدی – وحید مختارپور - محمد مولانایی - فردین میرکی - محمد امین میرکی – شریفه محمدی- منیره محمدی- نوشین محمدی - هدی محمدی - مریم میرکی - بهمن محمدی - سعید مقدم - منصور محمد - کوکب محمدی - فردین مهدی - عمر مینایی -كیوان مرادی - فرزاد مرادی نیا - خبات مرادی - مازیار مهرپور – دیاکو مردوخی - نسرین محمدی –عليرضا موثقي- منيره موحد- سياوش موحد- نادر نادری- شاپور نادری - جهانگیر نادری - جهانپور نادری - جهانسوز نادری – فایق نامداری - کوروش نامداری - پروین نامداری - نقشین ناصری - فردین نگهدار -هوشیار نجاری - نامق نیکدل- پدرام نصرالهی - گوهر ناصری - افشین ندیمی‌پور - علی اکبر نظری - صدیقه نظری - سید رضا نعمتی پور- آرمان نوری زاد -ليلانيكو خصال- محمدعلي نيكوخصال- حسين نظيف كردار- آزاد ورمزیار – احسن وزیری - آزاد وكیلی - اشكان وكیلی -جهانبخش وكیلی - میلاد وكیلی – طه ولیزاده - عباس هاشمپور - میترا همایونی - آمانج یوسفی - قانع یوسفی -پروین یوسفی نژاد


 

اطلاعیه شماره 42 – رضا شهابی در بیمارستان به جای مداوا تهدید به کتک شد!– نامه ی رضا شهابی با عنوان: من فقط یک نمونه از اجحاف علیه سلامت زندانیانم

اطلاعیهشماره 42:

روز شنبه 25 آذر رضا شهابی جهت معاینه ی و بررسی عکس هایی که قبلاً از او گرفته شده بود به بیمارستان امام خمینی منتقل شد و توسط پزشک معالج اش معاینه شد. پزشک متخصص رضا پس از مشاهده ی مدارک پزشکی وی اعلام کرد که برای درمان همچنان نیاز به استراحت مطلق در شرایط مناسب دارد؛ او همچنان دستور داد تا از کمر رضا نیز عکس گرفته شود و همانطور که پیشتر نیز گفته بود به احتمال زیاد کمرش نیز نیاز به عمل جراحی دارد. عکسبرداری از کمر رضا بنابر شرایط اورژانسی اش و با دستور مؤکد پزشک سریعاً انجام شد و قرار بود که نتیجه سریعاً توسط پزشک بررسی شود که این کار با ممانعت پاسیار زندان که رضا را همراهی می کرد روبرو شد. پاسیار می گفت که باید سریعاً به زندان برگردیم و معاینه ی کمر بماند برای روز دیگر که این اقدام با واکنش رضا و خانواده ی او، که به شدت نگران سلامتی اش هستند، روبرو شد. پاسیار زندان در جواب به اعتراض رضا عنوان کرد که اگر به اعتراض ادامه دهی در زندان کتک مفصلی به تو خواهم زد و پس از آن رضا شهابی را که به شدت به این نوع برخورد پاسیار معترض بود به زندان بازگرداند.

کمیته ی دفاع از رضا شهابی به شدت به این نوع برخورد زندانبانان اعتراض دارد و خواهان مداوای سریع این کارگر زندانی و عضو هیئت مدیره ی سندیکای کارگران شرکت واحد است.

کمیته دفاع از رضا شهابی - 25 آذر ١٣٩١

شماره تلفن سخنگوی کمیته دفاع از رضا شهابی، آقای محمود صالحی: ٠٩٣۵٧٣۵٣۴١٢

k.d.shahabi@gmail.com
www.k-d-shahabi.blogspot.com

 

 

نامه ی رضا شهابی:

من فقط یک نمونه از اجحاف علیه سلامت زندانیانم

آنچه بر سرنوشت سلامت و درمان و پیشگیری و مراقبت پزشکی من، رضا شهابی، زندانی بند 350 زندان اوین روا می رود بر همه ی این زندانیان نیز وارد است. من خود را ناگزیر می دانم لب به سخن بگشایم، شاید کسان دیگری نیز به گونه ای چنین کرده اند یا چنین خواهند کرد. در این جا وضع درمان و سلامت بسیار وخیم است و خود ما، خانواده و دوستانمان را نگران کرده است. من آن را با جامعه ی داخلی و جهان در میان می گذارم. در ضمن از پزشکان و پرسنل سلامت که در حد خود به وظایف شان عمل می کنند اما کارشان در چنین نظام ناکارا و بی اعتنا به جان ما انسان های دربند، بی ثمر می ماند، به سهم خود قدردانی می کنم.

مراجعه ی ما به پزشک زندان منجر به صدور نسخه می شود اما معمولا از 10 تا 24 ساعت طول می کشد تا دارو به دست ما برسد. در این صورت بیمار باید رنج بکشد و منتظر تشدید بیماری اش باشد. بهداری فاقد پرسنل و وسایل و امکانات لازم است و حتی اگر بدن کسی به دلیلی مجروح و پاره می شود با انتقال او به بهداری معمولاً کار بخیه زنی انجام نمی گیرد زیرا می گویند یا داروی بیهوشی موضعی ندارند یا نسخ و سوزن جراحی یا اصلاً فرد جراح.

بیمارانی که بنا به تشخیص پزشک و حتی تأیید پرسنل بهداری باید به بیمارستانهای خارج از زندان اعزام شوند و وضعیت اضطراری دارند در دورِ گرفتاری و کاغذبازی و فرماندهی اداری قرار می گیرند که حاصل آن افزایش خطر جانی، درد و رنج و حتی بیم مرگ است.

دستورهای پزشک به پزشک قانونی می رود تایید پزشک قانونی در اختیار دادستانی قرار می گیرد و دادستانی و تیم او بدون اطلاع پزشکی با توجه به روندهای اداری خودشان و نام و موقعیت بیمار تشخیص می دهند که بیمار عازم بیمارستان بشود یا نشود. این در شرایطی است که همه می دانیم دستگاه قضایی پزشک نیست و باید بر اساس نظر پزشک معتمد خود (پزشکی قانونی) عمل کند. اما آشکارا بی اعتمادی خود را به کادر و پرسنل پزشکی نشان می دهند. برای آن ها همه چیز امنیتی و سیاسی است. تازه همه ی این کارها نیاز دارد که اعضای خانواده ی ما از راه های دور عازم مرکز شهر تهران شوند و گرفتاری ترافیک و دود را تحمل کنند و در صف برای ملاقات با معاون دادستان بایستند و به اصطلاح پرونده ی عزیز زندانی شان را پیگیری می کنند.

توجه بفرمائید که این پروسه حداقل 2 هفته و گاهاً تا 6 هفته به دراز می کشد و تازه نتیجه ی نظر مساعد یا مخالفت دادستان معلوم نیست. وقتی به بیمارستان می رویم ودر آنجا معالجه نیمه تمام می ماند و بازمان می گردانند، دستور می دهند در مدت معینی باید برای ادامه برگردیم اما روز از نو روزی از نو، گرفتار و معطلی ادامه می یابد. انسان از زندگی سیر می شود و گاه به فکر می افتد که شاید مرگ بهتر باشد. اکثر اوقات به نوعی متهم به تمارض یا میل به حضور در بیمارستان به جای زندان می شویم. واقعاً تشخیص تمارض با دستگاه پزشکی است یا دادستانی که با تمام وجود با زندانیان مخالفت و نسبت به آنها سوءظن دارد.

بدبختی آزاردهنده ی دیگر ما دندان درد و مشکلات دندان است. این درد بی چاره کننده را باید مدت ها تحمل کنیم تا دندان پزشک که آن هم همه ی تخصص ها را نمی پوشاند وارد بهداری شود و البته باید برای خدمات و دندان پزشکی که خودمان هم انتخاب نکرده ایم و باید روی دندان هایی که دندان پزشکان دیگر قبلاً روی آن ها کار کرده اند کار کنند، پول بپردازیم. توجه بفرمائید که چون پول نقد نداریم باید از کارت بانک پاسارگارد استفاده کنیم. وای به حال آن زندانی ای که پول ندارد، در اینجا دستش بسته است. چون سرکار نمی رود که پولی به دست آورد یا بیرون نیست که قرض بگیرد یا جنسی را از خانه اش بفروشد. صحبت هم یک کلام است:

یا پول یا سلول و درد و رنج و یا درخواست اعزام به دندان پزشکی بیرون که آن هم داستانش را گفتم.

من رضا شهابی کارگر اخراجی و زندانی شده ی شرکت واحد که هیچ منبع درآمدی ندارم و سابقه ی عمل جراحی خطرناک روی نخاع گردن داشته ام و به دستور پزشکان باید در منزل تحت مراقبت، استراحت کنم ماه هاست اسیر این گردش کشنده ی امور شده ام. مدت هاست درد دندان به سراغم آمده و درد دندان جلو که در بازداشتگاه 209 شکسته اند، امانم را بریده است و با درخواست پول یا گرفتاری اعزام رو به رو شده ام، کار این داستان خصوصی سازی که همه چیز آن به نفع افراد یا سازمان های نیمه آشنا تمام می شود و گروه گروه کارگران را به روز سیاه نشانده است، به داخل زندان ها هم آمده است. بگذریم از رجایی شهر که حتی جا برای زندانی خرید و فروش می شود اما در این جا ما باید مواد غذایی، بهداشتی، سبزی و میوه و لبنیات را در حد وسع خود از فروشگاهی بخریم که متعلق به کارکنان زندان است، آن هم با کیفیت بد و بسیار گران. کمبود مواد غذایی زندان از حیث گوشت و سبزی و لبنیات و کمبود یا نبود شوینده ها و لوازم بهداشتی شخصی را همه می دانند. شاید بعضی کسان کمک هایی به کسانی که ندارند بکنند و آبروی شان را بخرند، اما این نه همیشه است و نه برای همه کس است. بالاخره انسان شأن و آبرو دارد. تا به کی باید این گونه در محرومیت یا نیاز زندگی کنیم.ما به این چیزها در کشوری که این همه ثروت دارد و از تحریم هراسی ندارد و فقط فرصت ها را زیاد می کند به خاطر درخواست حقوق مان به زندان محکوم شده ایم، به محرومیت و مرگ تدریجی و بی توجهی بهداشتی و محرومیت از حقوق مادی و معنوی خود که محکوم نیستیم.

ما در گذشته و حال در این جا کسانی را داریم که حساب و کتاب سرشان است و می دانند بودجه زندان چقدر است و آنچه برای ما خرج می شود و مرتب هم آب می رود چقدر است! همین چندی پیش ما همه خبرهای تعقیب قضایی کسانی را از پرسنل امور زندان ها به خاطر سوء استفاده ی مالی شنیده ایم و این ها را کنار هم می گذاریم و می بینیم چگونه حقوق مان پایمال می شود.

کینه توزی، سیر نشدن از انتقام، سوءاستفاده، بی اعتمادی به سلامت ها، اهانت به شخصیت و کرامت مان متوجه ی همه شده است.

اینجانب به سهم خود چاره ای ندارم جز اینکه یا به اعتصاب غذا روی آورم یا از دریافت همان حداقل خدمات درمانی و بهداشتی هم به عنوان اعتراض خودداری کنم بلکه تکانی به احساس مسئولیت مسئولان وارد شود. تصمیم خود را که فعلا تصمیم دوم است به اطلاع افکار عمومی، همکاران سندیکایی، تشکل های کارگری و فعالان کارگری و مدنی می رسانم و منتظر برخورداری از امکانات سلامت و اجرای دستورهای پزشکی که با مخالفت دادستانی رو به رو شده است می مانم.

رضا شهابی عضو هیئت مدیره سندیکای کارگران شرکت واحد

بند 350 زندان اوین - آذرماه 91

انتشار از کمیته ی دفاع از رضا شهابی