تماس با ما

سايتهاي ديگر

سياسي

صوتي

بيانيه

کارگري

صفحه نخست

 

در اين جا چار زندان است

بهزاد سهرابي

زیبا دخترانی که با شیطنت هایشان آشنا هستم .شیطنت های کودکانه ، کنجکاوی ، هوشیاری . رقص های کودکانه ، همراه با لبخند های ملیح . سرک کشیدن ها، سر به سر گذاشتن هرمهمان تازه وارد شده به خانه . باید از نزدیک دید . باید با آنها خندید . باید با آنها رقصید تا دنیای واقعی و کودکانه را فهمید. از یاد نخواهد رفت وقتی پدر در زندان بود ، گلباغ این مادر فداکار و جسور به این دوقلوهای نازنین گفته بود که ؛ پدر برای پیدا کردن کار به کشور دبی رفته و قول داده بعد از برگشتن از دبی برای شما عروسک های قشنگی کادو بیاورد.آن هنگام دوقلوهای نازنین خرد سال بودند . با عشق دیدن پدر و توشه سفر، سر بر بالین می گذاشتند و در خواب و بیداری همبازی عروسک ها می شدند. پدر از سفر برگشت . در میان هلهله و شادی . بوق زدن ماشین ها در سطح شهر سنندج ، اما از عروسک خبری نبود.

غالب حسینی در سال 1387 در سنندج ، همراه با شیوا خیر آبادی و عبدالله خانی و سوسن رازانی دستگیر و به شش ماه حبس تعزیری و 50 ضربه شلاق محکوم شده بود.

اکنون هدیه و نینا کمی بزرگ شده اند . می دانند خبری از عروسک نیست . اگر در سال 1387 شش ماه د رخواب و بیداری با عروسکها ی خیالی بازی کردند ، این بار دربیداری کامل باور پیدا کرده اند که جای پدر در زندان نیست . هدیه و نینا ، دیدن که مادر فداکار شان " گلباغ بهمنی " در دفاع از آزادی کارگران زندانی توسط مامورین بازداشت و مورد تهدید واقع شده بود . آنها نوشته اند که " پدر ما غالب حسینی فعال کارگری هیج جرمی نکرده است و با حمله ی نیرو های اطلاعاتی دستگیر شده و زندانی شده است".

نینا و هدیه عزیز ، نامه شما را در سایت کمیته هماهنگی برای ... خواندم . یاد شیطنت هایتان افتادم که چه زیبا لبخند بر لب همگان می نشاند . و متاسف شدم که امروز غم دوری پدر را احساس می کنی و اینچنین بیتابانه در انتظار او هستید. می دانم که دلتنگی شما با غم و اندوه " شادی " فرزند کارگر زندانی وفا قادری به هنگام تجمع در اعتراض به دستگیری کارگران زندانی در هم می پیچد . حتمن می دانید که شادی این دختر مهربان که در سکوت او هزاران راز نهفته وجود دارد ، بیمار است و برای مداوا ، نیاز به داروهای خاص دارد. حتمن پدر ، برایتان گفته است که هزینه هر نوبت داروی شادی دوبرابر دستمزد ماهانه پدرش است. دلتنگی شما را می فهمم.

دلتنگی شما و غم میلیون ها کودک طبقه کارگر که اینچنین سرنوشتی دارند با هم گره خورده است، اما این غم تمام خواهد شد. باور دارم که دنیای آرزوها فرا خواهد رسید و، زیر شرشر باران قهقه سر خواهند داد و هم بازی رنگین کمان خواهند شد. هدیه و نینا همچنان خواهند رقصید ، و دیگر شادی غمگین نیست !

 

بهزاد سهرابی

فروردین 1392

 

درود بر همه ی آزادی خواهان جهان

من نینا حسینی و خواهر دوقولویم هدیه حسینی به تمام مردم ایران می گوییم که پدر ما غالب حسینی فعال کارگری هیچ جرمی نکرده است. و با حمله ی نیروهای اطلاعاتی دستگیر شده و زندانی شده است. همان روزی که پدرمان دستگیر شد قرار بود ما را برای خرید نوروزی به خیابان ببرد و لباس های تازه ی عید را برای ما بخرد تا با آنها سال تازه را جشن بگیریم و در کنار هم سال خوشی را شروع کنیم. اما الان هیچ لباسی نخریده ایم. اما اگر لباس تازه هم داشتیم نمی توانستیم به تنمان کنیم و سال تازه را جشن بگیریم چون پدر عزیزمان در زندان است و بدون او ما هیج شوقی نداریم

.

ما هر دو نفر آرزو می کنیم هر چه زودتر پدر عزیزمان آزاد شود و همه ی زندانی­های سیاسی و فعال های کارگری آزاد شوند تا در کنار فرزندانشان عید را جشن بگیرند.

نینا حسینی و هدیه حسینی کلاس سوم ابتدایی3/1/1392